خرید بک لینک

درباره سایت

مقاله

آخرین مطالب

امکانات وب

سازگاری مهرباني، مديريت

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زندگي پيامبر اكرم(ص) در نوشته هاي بي شمار، از ابعاد گوناگون بررسي شده است. در اين نوشتار تلاش شده از ديدگاه امور خانوادگي به اين مسأله توجه شود، زيرا پيامبر اكرم(ص) نه تنها همسران متعدد داشته ـ و اين خود طبعا در محيط خانه مشكل ساز است ـ بلكه برخي از آن زنان از ويژگيهاي روحي خاصي برخوردار بودند كه حتي جنگ بزرگي نظير جَمَل را رهبري كرده و در ميدان جنگ حاضر شده و در امور ريز و درشت دخالت مي كردند.

به همين جهت براي هر مسلماني شايسته است بداند پيامبر اكرم(ص) در خانه، با همسران چه برخوردي داشتند. آيا خانه پيامبر اكرم(ص) هر روز پر از نزاع، زد و خورد و حرفهاي ناشايست بود؟ آيا زنان ـ از آن رو كه ايشان پيامبر خدا و حكم او حكم خدا و داراي لشكر و امكانات و فرماندهي بود، كاملاً تسليم او بودند و هيچ تخلفي نمي كردند و تنشي در خانه وجود نداشت؟ يا اينكه از طرف همسران يا برخي از آنان پيوسته سعي در ايجاد نزاع، اختلاف و درگيري بود، ولي آن حضرت با گذشت، محبت و بزرگواري، آنان را شرمنده مي ساخت و از همين راه توانسته بود چندين همسر را اداره كند، بدون اينكه نياز باشد وقت خود را صرف دعواهاي خانوادگي كند و يا اينكه آنان را مجبور كند در نكاح او باقي باشند، و نيز بدون اينكه با امكانات ماديِ فراوان، آنان را به سكوت بكشاند؛ همچنين بدون اينكه نياز باشد آزادي آنان را محدود يا شخصيت آنان را تحقير كند؛ بلكه آنچنان اخلاق حسنه و كرامت و بزرگواري او بر خانه سايه افكنده بود كه همگان را تسليم خود ساخته بود و حتي هنگامي كه برخي از همسران توطئه عظيمي عليه او تدارك ديدند و خداوند پيامبر اكرم(ص) را از آن توطئه آگاه ساخت، آن حضرت(ص) تنها قسمتي از ماجرا را براي آنان بازگو كرد و با بزرگواري تمام از گفتن بقيه مراحل توطئه خودداري كرد و حتي آنان را به خاطر توطئه مورد عتاب، طلاق و غيره قرار نداد. به هر حال در اين سلسله نوشتار سعي بر نشان دادن سازگاريها و بزرگواريهاي پيامبر اكرم(ص) در خانواده است. در انتخاب نمونه ها تلاش شده است مواردي ذكر شود كه از مسلمات تاريخ و يا داراي شاهد قرآني است و هر دو گروه شيعه و سني به گونه اي آن را بيان كرده باشند.

به اميد اينكه همگان از اخلاق كريمه و رفتار بزرگوارانه پيامبر اكرم(ص) درس بياموزيم و با پياده كردن اندكي از آن روشها به زندگي خانوادگي طراوت بخشيم و از نزاعهاي بيهوده بپرهيزيم و سعي كنيم بر خوبيهاي خود بيفزاييم و از بديها دوري كنيم.

قبل از شروع بحث، ذكر يك نكته بسيار ضروري به نظر مي رسد و آن اينكه توجه داشته باشيم در امور اجتماعي نمي توان علتها را از يكديگر كاملاً جدا كرد و سهم هر علت را در معلول و در حوادث بعدي به طور كامل، رديابي كرد. در آزمايشگاهها و علوم طبيعي، همه عوامل و شرايط را ثابت مي كنند و تنها يكي را متغيّر قرار مي دهند و اثر آن را بررسي مي كنند. در آزمايش بعدي اين عامل را ثابت و عامل ديگري را متغيّر قرار مي دهند؛ اما در بررسي اموري كه مربوط به جامعه انساني است، عوامل به دست ما نيست، تا برخي را ثابت و برخي را متغيّر قرار دهيم. از طرف ديگر بشر چون داراي ذهن و عقل و شعور است، براي خود برنامه ريزي مي كند و آنها را از ديگران مخفي مي كند. گاه در گير و دار مسايل روزمره حوادثي پيش مي آيد كه موجب مي شود پرده از اسرار كنار رود و درون وي آشكار شود، ولي بسياري از مكنونات و اسرار افراد پيوسته مخفي مي ماند. در حالي كه اين برنامه ها و تصميمهاي دروني، اثرات فراواني در خارج گذاشته و كارهاي مختلفي بر اساس آن انجام گرفته، ولي انگيزه و علت اصلي اين كارها ظاهر نشده است. براي نمونه هر كس مي تواند به زندگي شخصي خود سري بزند و يا زندگينامه برخي سياستمداران شكست خورده را ـ كه در اواخر عمر نوشته اند ـ مطالعه كند. عكس اين مسأله نيز ممكن است، يعني حادثه اي در زماني اتفاق مي افتد، ولي عوامل آن بر ما پوشيده است و نمي دانيم چرا چنين حادثه اي اتفاق افتاده است.

در بررسي سازگاريهاي پيامبر(ص) با همسرانش و اعمال و رفتار آنان با

پيامبر اكرم(ص) همه اين امور وجود دارد؛ خصوصا با گذشت هزار و چهار صد سال و نيز وجود دستهاي مرموزي كه پيوسته براي حمايت از شخصي و منكوب كردن شخص ديگري در طول تاريخ دست به كار است، يافتن عوامل و نقش هر يك و بررسي و توجيه هر كار، با مشكلات بسياري مواجه است.

در اين نوشتار براي اينكه مشكلي بر مشكلات افزوده نشود و حتي المقدور در حل مشكلات و آسان كردن آنها تلاش شود، سعي شده است در هنگام بررسي هر عامل، از ساير عوامل چشم پوشي شود و آن عامل در وقت و جاي مناسب خود بررسي شود. به عبارت ديگر اگرچه جامعه و تأثيرات افراد در يكديگر به صورت آزمايشگاه علوم طبيعي نيست، ولي سعي شده است هنگام بررسي براي سهولت در فهم، نظير آزمايشگاه عمل شود. همچنان كه سعي شده است حوادثي كه ناگهان به وقوع مي پيوست، تحليل شود و عوامل مخفي آن با توجه به قراين و شواهد روشن شود.

اين نوشتار، دربردارنده سه فصل است:

1ـ نمونه هايي از ناسازگاري همسران پيامبر، شامل دو بخش: با استناد به آيات، و روايات؛

2ـ نگاهي به مباحث مطرح شده از ديدگاهي ديگر، شامل دو بخش: علت تعدد همسران پيامبر، دستاوردهاي ازدواجها و چند پرسش در باره زندگي خصوصي پيامبر؛

3ـ بزرگواري و اخلاق نيكوي پيامبر، شامل دو بخش: نمونه هايي از برخورد پيامبر با ديگران، و برخوردهاي پيامبر در خانواده.

فصل اول

نمونه هايي از ناسازگاريهاي همسران پيامبر(ص) با استناد به آيات و روايات

در اين فصل سعي مي شود نمونه هايي از ناسازگاريهاي همسران پيامبر اكرم(ص) با استفاده از آيات و روايات ذكر شود.

اين فصل به دو بخش تقسيم مي شود: در بخش اول نمونه هايي از آيات قرآن را كه در آنها برخي كارهاي همسران پيامبر(ص) و آزار و اذيتهاي آنان بيان شده است، مطرح مي كنيم. در اين بخش سعي بر اين است كه در مرحله اول بدون نظر به شأن نزولها و ساير مسايل جنبي، خود آيات مورد تحليل قرار گيرد، سپس به شأن نزولها نظري افكنده شود و در مواردي كه شأن نزولهاي مختلفي ذكر شده، با كمك خود آيه يكي از آنها ترجيح داده شود.

در بخش دوم، به ذكر نمونه هايي از ناسازگاريهاي همسران حضرت با استفاده از روايات پرداخته شده است. روشن است در هيچ يك از دو بخش، نه در صدد برشمردن تمامي موارد ناسازگاري و نه در صدد بيان مهمترين موارد آن بوده ايم، بلكه هر آنچه ذكر شده، تنها نمونه اي است، بدون هيچ ويژگي خاص ديگر.

بخش اول

نمونه هايي از ناسازگاري با استفاده از آيات

نمونه اول:

آيه هاي سوره تحريم

«يآ أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ اللّه ُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوجِكَ وَ اللّه ُ غَفُورٌ رَّحيِمٌ، قَدْ فَرَضَ اللّه ُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أيْمنِكُمْ وَ اللّه ُ مَوْلكُمْ وَ هُوَ الْعَليمُ الْحَكيِمُ، وَ إذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَي بَعْضِ أَزْوجِهِ حَدِيثا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّه ُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذا قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَليِمُ الْخَبيِرُ، 3 إِن تَتُوبَآ إِليَ آللّه ِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَ إِنْ تَظَهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللّه َ هُوَ مَوْلَئهُ وَ جِبرِيلُ وَ صَلِحُ الْمُؤْمِنيِنَ و الْمَلئِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيِرٌ؛1

اي پيامبر! چرا براي جلب رضايت همسرانت آنچه را كه خدا به تو حلال كرده است، حرام مي كني؟ و خداوند بخشاينده و مهربان است! خداوند گشودن اين گونه سوگندها را بر شما واجب كرده و خدا مولاي شما و دانا و حكيم است. و هنگامي كه پيامبر سرّي را با برخي همسرانش در ميان نهاد و هنگامي كه او آن را (به ديگران) خبر داد و خداوند پيامبر را (از افشاي سرّ) باخبر ساخت، پيامبر برخي را به او شناسانده و از گفتن برخي خودداري كرد. هنگامي كه پيامبر، وي را از آن باخبر ساخت، (او) گفت: اين خبر را چه كسي به تو داد؟ (پيامبر) گفت: خداي داناي آگاه مرا باخبر ساخت. اگر شما دو زن توبه كنيد، بهتر است، اما دلهاي شما سخت شده است و اگر با پشتيباني هم عليه او (پيامبر) قيام كنيد، خداوند ياور اوست و نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان نيز پشتيبان وي خواهند بود.»

قبل از مراجعه به تفاسير و شأن نزولها اموري را كه از خود آيات مي توان به دست آورد، مرور مي كنيم، تا با كمك آن بتوانيم شأن نزول واقعي را بيابيم؛ زيرا شأن نزولهاي گوناگوني در اينجا نقل شده است؛ اگرچه همه آنها در اين مشتركند كه برخي از همسران ـ به طور مشخص حفصه و عايشه ـ موجبات ناراحتي پيامبر(ص) را فراهم كردند، ولي دانستن شأن نزول حقيقي در اين آيات بسيار مهم است، تا معلوم شود نوع آزار چه بوده است.

نكته ها:

1ـ پيامبر اكرم براي جلب رضايت همسرانش چيزي را كه بر وي حلال بود، حرام كرد.

2ـ نحوه حرام كردن اين بود كه پيامبر اكرم سوگند ياد كرد ديگر آن حلال را كه خداوند براي وي قرار داده بود، مرتكب نشود.

3ـ با اينكه عمل به مفاد سوگند واجب است و مخالفت كننده با سوگند بايد كفاره بدهد، خداوند بر پيامبر(ص) واجب كرد اين سوگند را بشكند ـ و همان طور كه در روايات هست، كفاره آن را هم بدهد، كه حضرت چنين كرد.

4ـ پيامبر اكرم به يكي از همسرانش سرّي را بيان كرد و از او خواست آن سرّ را فاش نكند.

5ـ او سرّ پيامبر را فاش كرد.

6ـ خداوند پيامبر را از فاش شدن سرّ باخبر ساخت.

7ـ پيامبر قسمتي از سرّ فاش شده را به آن همسر گفت.

8ـ او با تعجب پرسيد: از كجا دانستي و پيامبر(ص) جواب داد: خداوند مرا باخبر ساخت.

9ـ سرّي كه بيان شد، داراي پيامدهاي متعدد بود و پيامبر از برخي از آنها پرده برداشت و باقي را پوشيده نگه داشت.

10ـ همسر پيامبر اين سرّ را با يكي ديگر از همسران آن حضرت در ميان گذاشت.

11ـ سرّ فاش شده يا تبعات آن داراي گناهي عظيم بود كه نياز به توبه داشت.

12ـ آن همسران در اثر اين مسأله به بازگشت دل از حق گرفتار شدند كه توبه كردن براي آنان كار مشكلي بود.

13ـ ياور پيامبر(ص)، خداوند و جبرئيل و افرادي كه مؤمنان شايسته اند، مي باشد. از تفاسير و روايات و مفرد بودن «صالح» معلوم مي شود آن ياور، تنها حضرت علي(ع) است.

14ـ در صورت ادامه ماجرا و تصميم آن دو زن براي توطئه عليه پيامبر(ص) ملائكه به ياري حضرت مي شتابند.

15ـ شايد «وَ اِذْ» دلالت كند بر اينكه دو حادثه اتفاق افتاده كه مشابه يكديگر بوده و در يكي پيامبر(ص) چيزي را بر خود حرام كرده و در ديگري سرّي از اسرار را با همسرش در ميان گذاشته است.

16ـ از لحن آيات و خصوصا با توجه به آيات ديگر همين سوره ـ كه از زنان حضرت لوط و حضرت نوح كه شوهرانشان را اذيت كردند و به آنان خيانت روا داشتند، ذكري به ميان مي آيد ـ روشن مي شود برخورد و عمل اين همسران كاري بسيار زشت و ناپسند بوده و نوعي خيانت است و آنان در حد زن حضرت لوط و زن حضرت نوح سقوط كرده اند.

توضيح نمونه اول با استفاده از شأن نزولها

مفسران در شأن نزول اين آيات اختلاف زيادي دارند و موارد مختلفي را ذكر كرده اند، از جمله:

1ـ رسول اكرم(ص) پس از نماز صبح به حجره هاي همسرانش سر مي زد. نزد يكي از همسرانش2 ظرف عسلي بود كه برايش هديه آورده بودند. او براي پيامبر از آن عسل شربتي

درست مي كرد. بنابراين وقتي پيامبر(ص) وارد مي شد تا سلام بكند و بگذرد، او پيامبر(ص) را نگه مي داشت، تا شربت را به او بدهد. عايشه حسادت كرد و به همسران ديگر رسول اللّه گفت: وقتي پيامبر(ص) نزد شما آمد تا سلام كند، بگوييد دهانت بوي «مَغافير» مي دهد، كه گياهي بدبو است، تا به اين وسيله پيامبر(ص) را از ماندن بيشتر در يك جا و نوشيدن شربت منع كنند. عايشه همين كه پيامبر(ص) را ديد، بيني خود را گرفت و گفت: مغافير خورده اي؟ پيامبر(ص) فرمود: نه، نزد فلان زن شربت عسل خورده ام. گفت: حتما زنبور آن از شيره غُرْفُط مكيده است. پيامبر اكرم(ص) براي رضايت همسرانش سوگند ياد كرد ديگر از آن شربت نخورد.3

نكته ها:

1ـ طبق اين شأن نزول سرّي را كه رسول اللّه به برخي همسرانش گفت، مربوط به تحريم شربت بود و حضرت نخواست كه خبر به گوش صاحب عسل برسد و او ناراحت شود. اما اينكه چگونه پيامبر اكرم(ص) پس از فاش شدن سرّ، برخي را براي فاش كننده سرّ گفت و برخي را نگفت و چگونه يك جمله خبري كه بيانگر يك چيز است، قابل تقسيم است، كه برخي را بيان كند و برخي را نه، معلوم نيست؛ به همين جهت اين شأن نزول با «عَرَّفَ بَعْضَه وَ اَعْرَضَ عَنْ بَعْض» ناسازگار است و قابل قبول نيست.

2ـ از شأن نزول ذكر شده معلوم مي شود عايشه در خانه پيامبر داراي موقعيت بوده است، زيرا وقتي او تصميم مي گيرد پيامبر(ص) را از ماندن بيشتر در يكي از حجره ها منع كند و به ديگران مي گويد به پيامبر بگوييد دهانت بوي مغافير مي دهد، آنان گوش مي كنند و چنين كاري را انجام مي دهند.

3ـ عايشه در برخورد با پيامبر(ص) ماهرانه عمل مي كند: اول با گرفتن دست جلوي بيني، پيامبر را حساس مي كند و وقتي حضرت مي فرمايد مغافير نخورده ام و عَسَل خورده ام، با مهارت مي گويد: حتما زنبور عسل از شيره غُرفُط مكيده است!

4ـ پيامبر(ص) به هيچ وجه نمي خواست دهانش بوي بد بدهد و با متوجه شدن بوي دهان، عسل را بر خود حرام مي كند؛

5ـ پيامبر(ص) هيچ گاه آزرده خاطر شدن همسرانش را نمي پسندد و از همين رو مي خواهد خبر اين تحريم فاش نشود، تا آن همسر ناراحت نشود و از طرفي ديگر مردم تصور نكنند عسل حرام شده است.

6ـ علاوه بر اينكه عايشه در نزد ساير همسران پيامبر موقعيت داشت و براحتي توانست توطئه خود را با كمك آنان اجرا كند، معلوم مي شود همسران پيامبر نسبت به زني كه داراي عسل بوده، حساسيت داشته و مي خواستند او را از گردونه خارج كنند، يا خودشان را هم رتبه او قرار دهند.

دومين شأن نزول:

رسول اكرم(ص) هر روز نزد يكي از همسرانش مي ماند، تا رعايت عدالت بشود. روزي كه نوبت حفصه بود، بر او وارد شد، ولي حفصه از حضرت اجازه خواست براي كاري نزد پدرش برود و در نبود او، ماريه قبطيه كه مادر ابراهيم فرزند رسول اللّه بود و به خدمت حضرت مشغول بود، پيامبر را نزد خود خواند. حفصه برگشت و وقتي فهميد ماريه نزد پيامبر بوده است، بناي ناسازگاري را گذاشت و گفت: در روز من، در حجره من و با غير من؟! هرگز نمي شود. پيامبر اكرم براي راضي كردن او گفت: ماريه را بر خود حرام مي كنم و سوگند ياد مي كنم ديگر با او خلوت نكنم و اين مسأله را با كسي در ميان مگذار. ولي حفصه بلافاصله عايشه را از اين حادثه باخبر كرد.4

سومين شأن نزول:

شأن نزول سومي كه نقل شده مانند شأن نزول دوم است، فقط مقداري اضافه دارد.5

نكته ها:

1ـ از اين شأن نزول استفاده مي شود حفصه و عايشه در يك خط و در يك راستا كار مي كردند و اخبار را سريعا به يكديگر منتقل مي كردند و عايشه نقش مركزيت داشته و زود در جريان كارها قرار مي گرفت.

2ـ حفصه و عايشه نسبت به ماريه حساسيت داشتند و از اينكه پيامبر او را بر خود تحريم كرد، بسيار خوشحال شدند؛ به طوري كه وقتي پيامبر از حجره حفصه خارج شد، او با مشت به ديوار اتاق عايشه زد و وي را از اين خبر مهم آگاه كرد.

3ـ شايد حساسيت عايشه و حفصه ـ خصوصا عايشه ـ از آن رو ناشي شد كه هيچ كدام از همسران پيامبر(ص) در مدينه از ايشان داراي فرزند نشدند و تنها ماريه بود كه صاحب فرزندي به نام ابراهيم شد. در اين صورت عايشه ـ كه عقيم بود ـ جا داشت بيشترين حساسيت را نشان بدهد.

نمونه دوم:

آيه هاي 28 و 29 سوره احزاب

«يا اَيُّهَا اَلْنَبِيُّ قُلْ لأَِزواجِكَ اِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدّنيا وَ زينَتَها فَتَعالَيْنَ اُمَتَّعكُنَّ و اُسَرِّحْكُنَّ سَراحا جميلاً. وَ اِنْ كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللّه َ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الأخِرَةَ فَأِنَّ اللّه َ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْرا عَظيِما؛6

اي پيامبر! به هسمرانت بگو: اگر خواهان زندگي دنيا و زينت آن بوده ايد، بياييد شما را با متاع دنيوي بهره مند سازم و شما را به طلاقي نيكو طلاق دهم. و اگر خواهان خدا و رسول او و آخرت بوده ايد، خداوند براي نيكوكاران پاداش عظيمي تدارك ديده است.»

شأن نزول:

هنگامي كه رسول اللّه در غزوه خيبر پيروز شد و بر گنجهاي آل ابي الحقيق دست يافت، همسرانش ـ يا برخي از آنان ـ گفتند: آنچه را كه به دست آوردي، به ما بده. پيامبر به آنان

فرمود: بين مسلمانان آن طوري كه خداوند دستور داده بود، تقسيم كردم. زنان غضبناك شدند و گفتند: شايد فكر مي كني اگر ما را طلاق دهي، همطرازهايي از قوم خود پيدا نمي كنيم كه ما را به همسري برگزينند؟! خداوند براي رسولش حميّت و غيرت به خرج داد و دستور داد حضرت از آنان كناره گيري كند.

پيامبر اكرم از آنان كناره گيري كرد و در «مشربه امّ ابراهيم»7 بيست و نه روز باقي ماند، تا زنان حايض شوند و پاك گردند، تا طلاق دادنشان جايز باشد. آنگاه آيه تخيير آمد و آنان را بين زندگي ساده و فقيرانه پيامبر اكرم همراه با آخرت و بين دنياخواهي و بهره وري از متاع دنيا و طلاق، بدون نزاع و كشمكش مخيّر ساخت. «ام سلمه» برخاست و گفت: خدا و رسول را برگزيدم. ديگران نيز برخاستند و دست در گردن پيامبر انداختند. در روايات اهل سنت آمده است: پيامبر اول آيه تخيير را بر عايشه خواند و او پيامبر را برگزيد.

آيا همه همسران پيامبر از او نفقه بيشتري طلب كردند، يا تنها برخي از آنان اين خواسته را داشتند؟

از تفسيرها چيزي معلوم نشد، ولي روشن است كه پيامبر از همه آنان كناره گرفت و همه را بين همسري خود با زندگي ساده و يا طلاق محترمانه و بهره مند شدن از متاع دنيا مخيّر ساخت.

روايتهاي مبغوض بودن طلاق

اگر آيه قرآن را كنار رواياتي كه طلاق را مبغوض ترين اشيا مي داند، قرار دهيم، زمينه براي بحثهاي بعدي آماده تر مي شود.

احاديث شيعه

امام صادق(ع): «ان اللّه عز و جل يُحِبّ البيت الذي فيه العُرس و يُبغض البيت الذي فيه الطلاق و ما من شئٍ ابغض الي اللّه عز و جل من الطلاق؛8 خداوند خانه اي را كه در آن عروسي باشد، دوست دارد و خانه اي را كه در آن طلاق باشد، دوست ندارد و هيچ چيز نزد خدا از طلاق مبغوض تر نيست.»

امام صادق(ع): «سمعتُ ابي يقول: ان اللّه عز و جل يُبغض كلَّ مِطلاق و ذَوّاق؛9 از پدرم شنيدم: خداوند هر انسان مطلاق (زياد طلاق دهنده) و ذوّاق ـ كه هر لحظه هوس زني را دارد ـ مبغوض مي دارد.»

احاديث اهل سنت از رسول اكرم(ص)

ان اللّه تعالي يُبغضُ الطّلاقَ و يُحِبُّ العتاق؛10 خداوند طلاق را مبغوض مي دارد و آزادسازي را دوست مي دارد.

ما احلّ اللّه شيئا ابغضَ اليه من الطلاق؛11 خداوند چيزي مبغوض تر از طلاق را حلال نكرده است.

ابغض الحلال الي اللّه الطلاق؛12 مبغوض ترين حلالها نزد خداوند طلاق است.

تزّوجوا و لا تطلّقوا فانّ الطلاق يهتزّ منه العرش؛13 ازدواج كنيد و طلاق ندهيد، زيرا طلاق عرش خدا را به لرزه مي آورد.

وقتي كه طلاق مبغوض ترين راه حلال است ـ نظير: آخِرُ الدواء اَلْكَيّ؛ آخرين دوا داغ كردن و سوزاندن است ـ و تا راههاي مسالمت آميز ديگري باشد، كسي اين راه را پيشنهاد نمي كند؛ از اين رو روشن مي شود چقدر زنانِ پيامبر يا برخي از آنان براي ايشان مشكل آفريده و چقدر او را اذيت كرده اند كه خداوند به مبغوض ترين راههاي حلال رضايت داده است و حتي پيامبرش را تشويق مي كند آنها را طلاق گويد: «عَسَي رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِ لَهُ أَزْواجا خيرا مِنْكُنَّ؛14 خداوند اميدوار است كه اگر او شما را طلاق دهد، بهتر از شما را نصيب او كند.» بنابراين مسأله نبايد منحصر به زياده خواهي در سهم غنيمت يا اتهام بد بويي دهان پيامبر باشد؛ اگرچه اينها نيز مهم است. دنياخواهي زنان پيامبر را آيه 28 سوره احزاب با صراحت بيان مي كند. در واقع پيامبر را به سوي زندگي تجملاتي كشيدن، پوچ كردن دين از درون و تضعيف كردن ارزشهايي است كه اسلام براي احياي آنها آمده است.

براي اينكه با اخلاق، كارها و روحيات همسران پيامبر بيشتر آشنا شويم، بحث را با احاديثي از اين همسران يا پدران آنان پي مي گيريم، تا مقداري از زواياي ناگفته زندگي پيامبر و آزار و اذيتهاي آنان روشن و معلوم شود حوادث سهمگين در خانواده پيامبر اكرم اتفاق مي افتاد و حرفهاي گوناگوني زده مي شد كه هر كدام از آنها براي تخريب بناي خانواده كافي بود، ولي بزرگواري، مديريت و متانت پيامبر(ص) نمي گذاشت آن حادثه يا سخن در جامعه راه يابد. و از طرفي نشان مي دهد هيچ پيامبري مانند ايشان اذيت نشد، و اين تنها مربوط به اذيتهاي مشركان و كفار نبود.

نمونه سوم:

آيه 11 سوره حجرات

«يآ أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوُا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قوْمٍ عَسَي أَن يَكُونُوا خَيْرا مِنْهُمْ وَ لا نِسَآءٌ مِن نِسآءٍ عَسَيّ أَن يَكُنَّ خَيْرا مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنَابَزُوا بِالأَلقبِ بِئسَ الإسْمُ الأِفُسُوقُ بَعْدَ الأِيمنِ؛15 اي اهل ايمان! گروهي (از شما) گروه ديگر را مسخره نكند؛ شايد آن مسخره شدگان از اينها بهتر باشند و زنان، زنان ديگر را (مسخره نكنند) شايد آنها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاي زشت ندهيد. چه ناپسند است نام زشت پس از ايمان!»

از انس نقل شده است كه «و لانساء من نساء ...» در مورد عايشه و حفصه نازل شده است كه ام سلمه را مسخره كردند. او با پارچه اي سفيد دو كشاله ران خود را مي بسته و دو طرف پارچه از پشتش آويزان بود. عايشه مي گفت: ببينيد چه چيزي مانند زبان سگ از پشت او آويزان است!

و گفته شده است: عايشه او را به خاطر كوتاهي قد مورد تمسخر و عيبجويي قرار مي داد.16

در مورد اين آيه ابن عباس نقل كرده است: روزي صفيّه گريان نزد پيامبر اكرم(ص) آمد و گفت: عايشه مرا سرزنش كرد و گفت: اي يهودي، فرزند يهودي! پيامبر اكرم فرمود: چرا به او جواب ندادي كه پدرم هارون است و عمويم موسي و شوهرم محمد؟! آنگاه آيه فوق نازل شد.17

كسي كه در آيات قرآن و تفاسير و شأن نزولها تفحص كند، نمونه هايي اينچنين پيدا مي كند، ولي قصد ما شمارش تمامي موارد نيست و حكم به صحت تمامي موارد نمي كنيم و فعلاً در صدد تفكيك بين شأن نزول و سبب نزول نيستيم، ولي از برخي آيات بخوبي روشن مي شود پيامبر از دست برخي همسرانش بشدت آزرده خاطر بود. قرآن در اين موارد جانب پيامبر اكرم(ص) را مي گيرد و نشان مي دهد زنان آن حضرت، كمKف)»VRح حپ

image برچسب ها: پیامبر اسلام,حضرت محمد(صل ا...)درخانه,النبی فی البیت,
image لينك ثابت |

برچسب: نویسنده: نوید نجفی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 12:51

صفحه بندی